فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
303
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كرد سخنها متفاوت است . برخى مدعى بودند - و ظواهر امر نيز حاكى از صدق گفتار آنان بود - كه سردار ترك بر اثر پولى كه مخفيانه از شاه عباس دريافت كرده بود به جنگ خاتمه داد . گروهى نيز تحولاتى را كه بر اثر خلع مصطفى و جلوس برادرزادهاش عثمان به تخت سلطنت عثمانى در قسطنطنيه رخ داده بود علت متاركهء جنگ مىدانستند . بعضى نيز معتقد بودند كه انعقاد پيمانى بين پادشاهان اسپانيا و فرانسه و جمهورى و نيز براى مقابله با حكومت عثمانى ، يعنى دشمن مسيحيت ، او را وادار به مصالحه با شاه عباس كرده است . سفير همواره در اصفهان ، بيهوده ، در انتظار اجازهء شاه بود تا به هرمز عزيمت كند بلكه بتواند خود را به گوآ برساند و با كشتيهائى كه در اين سال بدان بندر مىآمدند به اسپانيا بازگردد . با آنكه پيش از عزيمت شاه از اردبيل ، براى كسب اجازهء مرخصى قاصدى سريع السير فرستاده بود جوابى جز اين ندادند كه شاه عنقريب در اردبيل خواهد بود و بمحض ورود وى با خشنودى سفير را خبر خواهند كرد . بدينترتيب فهميديم كه نقشهء شاه اين است كه تا وصول خبرى از رابرت شرلى و اينكه در اسپانيا چگونه از وى استقبال شده است ، سفير را سرگرم كند و اين موضوعى بود كه سفير همواره بدان مىانديشيد ، چنان كه اصابت نظرش چند روزى بعد ، از طريق مكتوبى كه يك ارمنى به وى داد مسلم شد . اين ارمنى مدعى بود كه نامه را عربى بيمار در جادهء بغداد به وى داده است بدينمعنى كه چون روى پاكت با خط فرنگى نوشته شده بود . و عرب مزبور نمىدانست نامه براى كيست از وى درخواست كرده بود كه با ملاحظهء نوشتهء روى پاكت نشانى گيرنده را به وى بدهد . سفير از آن ارمنى دقيقا جويا شد كه بگويد آن عرب از كجا مىآمد و چه كسى اين نامه را به وى داده بود ، او چه وقت و چرا نامه را از او گرفت و آيا عرب مزبور از وى نام گيرنده را نپرسيده است . اما ارمنى پاسخ داد كه آن عرب چنان بيمار بود كه فقط توانسته بود به وى بگويد نامه را به اصفهان مىبرد . چون